سومین دیدار مامی و آندیای من
سلام نفس مامان
تو دل مامی خوش میگذره؟؟گل نازم
ماهگیت مبارک
21 آذر رفتیم سونو اما خانم دکتر نمیتونست صورت ماهتو ببینه فدات شم .....آخه سرت کامل پایین بود .....مامی چیز شیرین خورد ولی بازم سرت پایین بود .....دکتر گفش برو شنبه صبح اول وقت بیا ....مامانی صبح شنبه چیزای شیرین خورد و رفتیم مرکز سونو .... که خدا رو شکر دکتر گفت چرخیدی و تونست کاراشو انجام بده ..... و صدای قلب مهربونت رو دوباره شنیدم
..... دکتر گفت که سالمی خدا رو شکر ....مامان فدات شه الهی دوردونه ام
.....راستی چون بابایی رو نذاشتن بیاد تو ازت فیلم گرفتم تا بابا جون ببینه صدای قلبت هم توش افتاده که بعدا میزارمش توی وبلاگت دختر نازم
..... عصر هم رفتیم دکتر بررسی های لازم و انجام داد و گفت سالمی نفس من
موظب خودت باش دختر گلم ...مامان و بابا بیصبرانه منتظر در آغوش گرفتنت هستن عزیز دلم 


![]()
23 آذر 92


سومین دیدار مامی و آندیای من 
